سه زن با دست های قلاب شده در کنار هم فریاد می کشند. آنها جزو زنانی هستند که در اولین زمستان سرد انقلاب ۱۳۵۷ روز جهانی زن را با فریادشان به روز اعتراض تبدیل کردند. بعدها دست های قلاب شده شان باز شد و فریادشان نیز در گلو خشکید اما تصویر شان ماندگار و ثبت شد و زیر آن این شعار نیر نقش بست: ” ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم “. آنان به دو چیز معترض بودند یکی پوشش اجباری و دیگری لغو قانون حمایت خانواده. هم پوشش اجباری شد و هم قانون حمایت خانواده لغو شد و ما به عقب برگشتیم.
اکنون ۳۰ سال از آن زمان می گذرد، ۳۰ سال از روزی که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همزمان با روزجهانی زن، نخستین شادی زنان ایرانی با نخستین اعتراض گسترده شان در آمیخت و تراژدی شکست را بر لبه پیروزی پدید آورد. لایحه حمایت خانواده لغو وفریادها هم خاموش شد.
لایحه حمایت خانواده در دهه ۱۳۴۰ توسط حقوق دانی به نام مهرانگیز منوچهریان که نخستین سناتور زن در مجلس ایران بود مطرح شد. او هم حقوق دان بود و مسلط به مسائل حقوقی؛ هم فمینست بود و آگاه و معترض به تبعیضات قانونی علیه زنان؛ هم درقدرت بود و قادر به طرح مسائل زنان در قدرت؛ هم موسس سازمانی غیردولتی بود به نام انجمن زنان حقوق دان و فعال اجتماعی؛ و هم به خاطر دریافت جایزه بین المللی حقوق بشر چهره ای جهانی داشت. علاوه بر این سال های فعالیت او زمانه ورود زنان به عرصه عمومی نیز بود، زمانی که زنان برای نخستین بار ورود به عرصه های سیاسی چون نمایندگی مجلس را نیز تجربه می کردند و به همین دلیل ورود به حوزه عمومی با کسب حقوق زنان ارتباطی تنگاتنگ داشت و سازمان ها و نشریات زنان نیز فعال بودند. اما، این همه کافی نبود، از یک سو شرع اجازه طرح لایحه پیشنهادی او را نداد و لایحه پیشنهادی اش به صحن علنی مجلس نرسید، از سوی دیگر دولت مدرن مذهبی که در تقابل با شرعیون نیز بود به تمام و کمال جرئت مخالفت با فقها را نداشت اما سر قدرت نمایی داشت. پس طرح منوچهریان کنار گذاشته شد و در نهایت، به همت دیگر زنان مدافع دولت قانون دیگری زیر عنوان حمایت خانواده به نام دولت وقت در مجلس طرح و با در نظر گرفتن نظرات فقهای دینی نوگرا درسال ۱۳۴۶ به تصویب رسید. به هرحال گامی به جلو برداشته شده بود اما گفتمان حقوقی زنان برای تبدیل شدن به گفتمانی عمومی در جامعه در آغاز راهی دراز بود.
جلو بودن قانون از فرهنگ زمانه خود می توانست لایحه حمایت خانواده مصوب شده را مترقی تر کند که کرد و شش سال بعد تصحیحات بیشتری را در این لایحه به وجود آورد به طور مثال اگر نتوانست و با همه فشارهای گوناگون اجازه ازدواج مجدد مرد را حذف کند اما آن را مشروط به اجازه زن اول کرد. این مسیر رو به پیشرفت با انقلاب اسلامی ایران متوقف شد. قانون حمایت خانواده حذف و موقعیت حقوقی زنان به حدود ۴۰ سال پیش از آن (۱۳۱۳) بازگشت. قانون بر فرهنگ زمانه اش منطبق شد! که اگر چنین نبود این چنین و براحتی از دست نمی رفت.
سال گذشته مجددا طرحی به عنوان لایحه حمایت خانواده از سوی قوه قضائیه مطرح و توسط دولت احمدی نژاد موادی هم به آن افزوده و به مجلس ارائه شد. فرق این لایحه با لایجه گذشته دراین است که این لایحه براستی “لایحه حمایت از خانواده” است البته “حمایت از خانواده ای مردسالار” نه خانواده به معنای عام و نه خانواده برابر. بلکه تثبیت خانواده مردسالار در جامعه ایرانی آنچه که در لایحه پیشین بیشتر متوجه حقوق زن در خانواده بود. در آن لایحه دولت مدرن مذهبی پهلوی در تقابل با روحانیت سنتی مدافع زنان می نمود. دولت کنونی ایران نیز در مواردی تقابلش را با روحانیت سنتی به نمایش گذاشته است اما در حوزه زنان این دولت هم مدافع حقوق زنان نیست بلکه می خواهد حامی زنان باشد مانند سایه پدر و شوهر بر زن وفرزند. طنز قضیه این جاست که این بار برخی زنان برای جلب حمایت روحانیون سراغ شان می روند هرچند معلوم نیست که فرهنگ روحانیون کنونی از فرهنگ دولت کنونی جلوتر شده است یا اقتضای زمانه ایجاب می کند.
با وجود این دراین هم راستایی حکومتی و ضدیت با حقوق زن، لایحه حمایت خانواده پس از طرح با موج مخالفت بسیار زنان رو به رو شد. ائتلافی از فعالان و گروه های جنبش زنان علیه لایحه مذکور شکل گرفت. فعلان کمپین یک میلیون امضا تلاش گسترده ای را در انتقاد به لایحه با انتشار مقالاتی در نقد لایحه، برگزاری سمینارهای در این زمینه، پخش بروشور و…آغاز کردند، شیرین عبادی تهدید به تحصن کرد، ائتلافی علیه لایحه شکل گرفت، فعالان جنبش زنان به دیدار نمایندگان مجلس رفتند و… در نهایت پیشنهاد دهندگان طرح ناچار شدند ماده های پیشنهادی دولت را از لایحه حذف کنند. نتیجه چه بود؟ همچنان لایحه در دستور کار قرار دارد اما آن ماده جنجالی که حذف شد به مردان در صورت تمکن مالی و بدون اجازه همسر و فقط با اجازه دادگاه اجازه ازدواج مجدد می داد، اعتراضات سبب شد که مجددا اجازه همسر شرط ازدواج مرد قرار گیرد، نه اینکه ازدواج مجدد مرد از قانون حذف شود: جلوگیری از یک گام به پس!
چرا چنین شد؟ آیا نتیجه ائتلاف بود یا تفوق جناح های مخالف دولت؟ یا قدرت لابی؟ یا همه آنها ؟ به باور من، آنچه دو دوره تاریخی مشابه در زمینه حقوق زنان را از هم متمایز کرده است جدا از نقش و قدرت آشکار و پنهان حکومت ها، نقش و قدرت جنبش زنان در عمومی کردن گفتمان حقوقی در جامعه است. اتفاقی که نه به مدد حضور در قدرت که به مدد فشار گسترده و مداومی که از پایین اعمال می شود رخ می دهد. فشاری که چون ویروس به همه اعضا و ابعاد جامعه نفوذ می کند و الگویی برای عمل به جامعه ناامید از تغییرمی دمد.
اگر دهه ۱۳۴۰ و ۵۰ دهه های ورود زنان به عرصه عمومی و دستیابی آنها به برخی حقوق اولیه شان بود ، اواخر دهه ۵۰ و ۶۰ سال های بازپس گیری این حقوق از زنان و راندن آنان از عرصه عمومی و دهه ۷۰ و ۸۰ سال های فشار آنان برای ورود به عرصه عمومی و گسترش مطالبه خواهی و تحمیل خودشان بر ساختارهای مردسالارانه بود. سال های دهه ۱۳۸۰ را نیز می توان سال های حضور عقلانی، کنش مند و و هدفمند جنبش زنان ایران برای تحقق خواسته هایش نامید.
از زمان آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا و دیگر فعالان جنبش های اجتماعی رویکرد جنسیتی به شدت در جنبش ها تکثیر شده است. فعالان کمپین یک میلیون امضا اکنون طیف گسترده ای را در میان سایر جنبش ها تشکیل می دهند. در میان جنبش های کارگری و دانشجویی، در میان قشرهای گوناگون از خانه دار تا شاغل، از دانشجو تا استاد دانشگاه، از علاقه مند به هنر تا هنرمند، از فعالان اجتماعی تا فعالان و وکلای حقوق بشر، از وب نگاران تا روزنامه نگاران …کمپین یک میلیون امضا مخاطبان و مدافعان جنبش زنان را افزایش داده است.
نمای بارز این جنبش و این وقایع به روشنی در فعالیت رسانه ای پیداست. در این سال ها جدا از وب نگاری زنان، تعداد زنان روزنامه نگار از هیچ به تعدادی انگشت شمار و سپس به رقمی بالا به ویژه در حوزه های کم قدرت تری چون اجتماعی و ادبی رسید اما با رشد و گسترش جنبش زنان و طرح مطالبات حقوقی زنان و نقد قوانین ضد زن، فعالیت این جنبش به مدد ارتباط جهره به چهره؛ آگاهی بخشی مداوم، پیوسته بوده است در این روند افزایش زنان در حوزه های گوناگون رسانه و گسترش رویکرد جنسیتی در رسانه نقش زنان را از یک روزنامه نگار صرف و حداکثر یک روزنامه نگار حرفه ای به روزنامه نگاران فمینینست افزایش داد و بر تعداد مطالب و رویکرد جنسیتی در مطبوعات تاثیر گذاشت و جنبش زنان را بر ساختار های متصلب مردانه در مطبوعات نیز تحمیل کرد.
امروز اگر از قدرت جنبش زنان می گوییم به واقع از حضور سمجش برای تداوم حرکتش می گوییم. در جامعه ای چون ما با سابقه دیکتاتوری، همواره جنبش های اجتماعی با سرکوب های مداوم روبه رو بوده اند، هر تکانه و سرکوبی با ریزش فراوان نیروها رو به روست. تا جنبشی بخواهد مجددا پا بگیرد و حرکت کند و دور تازه ای را شروع کند زمان زیادی را صرف تجدید قوا می کند و مجددا سرکوب می شود. در جنبش های کلاسیک حمله به نقطه مرکزی و رهبری، کانون های جغرافیایی و مراکز مالی، جنبش را به سرکوب کشانده و از تداوم می اندازد. برای فائق شدن به این نقطه ضعف، جنبش هایی ماندگار می شوند که نه تنها قدرت عمومیت بخشی بر خواسته هایشان را داشته باشند بلکه روش هایی اتخاذ کنند که این عمومیت را تداوم بخشد. تکثر خواسته های حقوقی در جنبش زنان از یکسو و غیرمتمرکز بودن کمپین یک میلیون امضا به مثابه یک جنبش سبب شده که این جنبش از هرسو که سرکوب شود از نقطه دیگری سربر آورد، با هر بازداشتی نیروی جدیدی بلافاصله جایگزین می شود، حتی بازداشت و هزینه پردازی هم در خدمت جنبش به کار می آید و صدای آن را عمومی تر می کند. جالب این که چنین جنبشی حتی برای ادامه بقایش قائم به منابع مالی نیست چرا که ثروت آن منابع انسانی اش است.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و… به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد. از این رو با اتخاذ چنین روش هایی است که می توان الگوهای پیشین تاریخی جنبش ها و حکومت ها را از جهش و سرکوب مداوم به سمت مقاومت و تغییر مداوم سوق داد. کمپین یک میلیون امضا نقطه کانونی چنین روشی است.
اکنون آن سه زن در قاب تصویر از کادر بیرون زده اند، انبوه اند و در تلاش که نگذارند تاریخ به عقب بازگردد. دراین بازی مار و پله پیروز میدان کیست؟
|+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:44  توسط دانشجو
|
آقاي فرهاد رهبر دانشگاه پادگان نيست (دكتر محمد ملکي)
رسانه ها گفتند و نوشتند كه آقاي رهبر رئيس انتصابي دانشگاه تهران با موافقت مقامات بالاي حكومت خواب هاي جديدي براي دانشگاه ديده اند و آن اين كه پس از پذيرش جنسي دانشجويان و بومي سازي جنسيتي و احضار مرتب دانشجويان به حراست و دادگاه ها و باز نشسته نمودن جمعي از استادان فرهيخته و انجام آن چه به فكر عليلشان مي رسيد حال براي تسلط بر دانشگاه ها مي خواهند لباس يك شكل (uniform) تن دانشجويان كنند كه در خيابان و كوچه و برزن آن ها مشخص باشند تا بتوان به آسودگي هر بلايي سر آن ها آورد. به ويژه مجبور كردن دانشجويان دختر به رفتن زير حجاب برتر! تا آن ها را باز هم در پوشش، محدود و محدودتر نمايند. همه ي اين اعمال از آن جا ناشي مي شود كه جمعي از سرسپردگان رژيم به نام شوراي عالي انقلاب فرهنگي هر روز مقرراتي براي محدود كردن دانشگاهيان وضع مي كنند با اين اميد كه سنگر تسخير ناپذير دانشگاه را زير سلطه در آوردند غافل از اين كه تجربه ۳۰ ساله نشان داده دانشگاه سنگر آزادي است و اين سنگر را دانشگاهيان و مردم با گوشت و پوست خود حفظ مي كنند همان گونه كه تاكنون كرده اند.
|+|
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:24  توسط دانشجو
|
بازداشت چند ساعته دانشجویان پلی تکنیک با شکایت مدیریت دانشگاه
در پی پرونده سازی جدید مدیریت دانشگاه مجید توکلی، آرمان صداقتی و پدرام رفعتی چند ساعت در بازداشتگاه دادسرای ناحیه ۶ تهران بازداشت شدند. دیروز توکلی، صداقتی و رفعتی با ابلاغ احضاریه های قضایی به شعبه ۳ دادیاری دادسرای ناحیه ۶ تهران مراجعه و به دستور دادیار چند ساعت را تا رسیدگی و پیگیری دانشجویان در بازداشتگاه سپری کردند. دادیار رسیدگی کننده به این پرونده اتهامات این دانشجویان را اخلال در نظم عمومی، تخریب اموال دانشگاه و درگیری و ضرب و شتم انتظامات دانشگاه عنوان کرده است. در جریان رسیدگی به پرونده صادقی دادیار شعبه ۳ پس از تفهیم اتهام توکلی و سپس رفعتی بدون اینکه به تفهیم اتهام صداقتی بپردازد و قبل از شنیدن دفاعیات دانشجویان دستور بازداشت دانشجویان را صادر و با احضار یگان انتظامی که گاز اشک آور به همراه داشتند، دانشجویان را به بازداشتگاه انتقال داد. پس از دو ساعت با بازگشت توکلی و صحبت ۲ ساعته با دادیار شعبه ۳ (در حالی که صداقتی و رفعتی در بازداشتگاه بودند) نهایتا شرایط آزادی دانشجویان فراهم شد.
اين روزها بازارهاي تهران و شهرهاي مهم ايران, ازجمله بازار تبريز, مشهد, اصفهان و... براي مقابله با برقراري مالياتهاي كمرشكن و سياستهاي اقتصادي تورّم زاي دولت احمدي نژاد به پاخاسته اند و براي استيفاي مطالبات خود دست همياري و اتحاد به هم داده اند و دستگاه سركوب هم در مقابله با پايداري بازاريان سراسر ايران كاري از پيش نبرده است و سرانجام احمدي نژاد ناچار شده است كه به خواستهاي بازاريان تن بدهد
به گزارش خبرگزاري فارس در روز 29 مهر 1387, احمدي نژاد در مراسمي زير عنوان «روز ملي صادرات» اعلام كرد؛ «در حال تنظيم لايحه يي هستيم تا اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده را يك سال به تعويق بيندازيم و اين لايحه را به مجلس خواهيم فرستاد». اين خبرگزاري ضمن اعلام اين خبر به اولين عقب نشيني بي نتيجه احمدي نژاد نيز اشاره كرد و افزود: «در پي اتفاقات اخيري كه در بازارهاي برخي شهرهاي كشور و تعطيلي آنها در پي اجراي قانون ماليات در ارزش افزوده افتاده بود, رئيس جمهوري دستور توقف دو ماهة اجراي اين قانون را پيشتر صادر كرده بود», اما, اين عقب نشيني كه براي فرونشاندن خيزش بازاريان صورت گرفته بود دردي را دوا نكرد و دولت «پاسداران» مجبور شد كه به كلي از اجراي آن دست بكشد.
|+|
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 19:23  توسط دانشجو
|
وضعيت به شدت بحراني دانشجوي زنداني ، هدايت غزالي
دانشجوي زنداني هدايت غزالي پس از پايان دادن به اعتصاب غذاي طولاني خود درتاريخ 18 مهرماه به علت صدمات جسمي حاصل از اعتصاب غذا و آسيب شديد دستگاه گوارشي دچار مشکلات و بيماريهاي عديده جسمي گرديده است ، نامبرده امکان تغذيه پيدا ننموده و حالتهاي مکرر تهوع ، سرگيجه ، تشنج باعث شده است تا نامبرده حداقل سه بار بوسيله سرم مورد رسيدگي قرار گيرد. اين زنداني سياسي که حتي توان تحرک و هوشياري نيز از وي سلب گريديده است در طي روز جاري حداقل دوبار به بهداري بند مذکور منتقل اما پزشک مربوطه از توجه و رسيدگي به وضعيت وخيم اين دانشجوي زنداني سرباززده و با بي اهميت دانستن حال وي ، وضعيت حال را خارج از مسئوليت خود اعلام نموده است. اين بي توجهي تعمدي در حالي است که پزشکان شيفت صبح زندان بر وضعيت وخيم وي و لزوم اعزام نامبرده به درمانگاه اصلي زندان که داراي تجهيزات و امکانات مناسب رسيدگي مي باشد تاکيد نموده بودند. يقيناً مسئوليت هر گونه پيامدي در صورت بي توجهي به وضعيت و سلامتي اين زنداني مستقيماً بعهده مسئولان زندان اوين خواهد بود.
|+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:8  توسط دانشجو
|
دولت مهرورز اينگونه به خواسته هاي دانشجويان پاسخ ميدهد!!
تعليق فعاليت انجمن اسلامي دانشگاه سهند فعاليت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سهند تبريز با حکم هيات نظارت دانشگاه به حالت تعليق درآمد. بر اساس حکم هيات نظارت انجمن اسلامي اين دانشگاه محکوم به 12 ماه تعليق از فعاليت ها شده است که طبق مصوبه هيات نظارت اين تعليق از تاريخ 20 مرداد آغاز و تا 30 آبان اعمال خواهد شد و 9 ماه مابقي به صورت معلق خواهد بود. به گفته يکي از اعضاي شوراي مرکزي اين انجمن، دلايل هيات نظارت براي صدور اين حکم، اخلال در نظم آموزشي دانشگاه در جريان تحصن ارديبهشت 87، توهين به مسوولان در نشريه ها، بيانيه ها و مجامع عمومي اين تشکل و برگزاري تريبون آزاد روز دانشجو در 18 آذر87 عنوان شده است.
|+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:8  توسط دانشجو
|
برخورد خشونت آميز با تجمع دانشجويان محروم از تحصيل
گروهي از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي ايران
که در سه سال گذشته به دليل فعاليت هاي صنفي و سياسي از تحصيل محروم شده اند،
همراه با دانشجوياني که همزمان با روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد از سوي
وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به عنوان دانشجويان ستاره دار ناميده شده اند، صبح
روز يکشنبه مقابل مجلس شوراي اسلامي در ميدان بهارستان تهران، تجمع آرامي برگزار
کردند.
اما اين تجمع آرام دانشجويان، با برخورد نيروهاي انتظامي رو برو شد. مهديه گلرو،
از شرکت کنندگان در اين تجمع که با چهار ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات
روبه رو شده است مي گويد که تجمع آرام اين گروه از دانشجويان با برخورد فيزيکي
نيروي انتظامي مواجه شد...
|+|
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 13:1  توسط دانشجو
|
تجمع اعتراضي هنرستاني ها مقابل مجلس
حدود 40 دانشآموخته هنرستان فني و حرفهاي
و كار و دانش صبح روز يكشنبه 14مهر مقابل مجلس تجمع كردند
اين دانشآموختگان كه نسبت به پذيرفته نشدن خود در آزمون سراسري سال 87 اعتراض
دارند معتقدند به رغم طراز علمي بالا و كسب نمرات ممتاز در آزمون سراسري قبول
نشدند و از نمايندگان تقاضا دارند تا در جهت حل مشكلاتشان اقدام كنند.
تجمع اين عده از دانشآموختگان در حالي در مقابل مجلس صورت گرفت كه در جلسه مجلس
جزييات افزايش پذيرش دانشجو در دانشگاههاي مادر و ممتاز به تصويب نمايندگان مجلس
رسيد.
|+|
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:59  توسط دانشجو
|
ادامه بیخبری از وضعیت ودود اسدی، حسین رحیمی و محسن رحیمی سه فعال دانشجویی بازداشت شده در رشت
علیرغم گذشت بیش از بیست روز از بازداشت سه فعال دانشجویی آذربایجانی در رشت، از سرنوشت آنها همچنان خبری در دست نیست و در این مدت هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند.
ودود اسدی،دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه آزاد رشت و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل، روز ۱ مرداد و حسین رحیمی دانشجوی رشته ساختمان جهاد دانشگاهی رشت به همراه برادراش محسن رحیمی روز ۳ مرداد توسط ماموران امنیتی بازداشت و با وجود اینکه بعضی منابع از انتقال آنها به بند ۲۰۹ زندان اوین تهران خبر داده اند ولی خانواده آنها همچنان از محل نگهداری نامبردگان اظهار بی اطلاعی می کنند.
وحدت اسدی برادر آقای ودود اسدی می گوید علیرغم تمامی تلاش هایشان هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او بدست نیاورده اند و از اینرو سخت نگران هستند. او می گوید، باور دارد که برادرش، در وضعیت بدی بسر می برد.
همچنین به گزارش منابع دانشجویی از رشت پیگیریهای خانواده رحیمی نیز در روزهای اخیر به مراجع قضایی و امنیتی پیرامون اتهام، وضعیت و همچنین علت عدم تماس تلفنی حسین و محسن رحیمی بی نتیجه بوده است
|+|
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 13:50  توسط دانشجو
|
لغو مجوز و پلمب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه تبریز و علوم پزشکی و بیانیه این انجمن در اعتراض به این اقد
باز هم چماق مهرورزی بی کار ننشست و این بار انجمن اسلامی دانشگاه تبریز و عاوم پزشکی را نشانه رفت و لکه ننگ دیگری را در کارنامه ننگین دولت نهم بر جای گذاشت و بدین ترتیب انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی توسط هئیت نظارت بر تشکل های این دانشگاه به جمع دیگر تشکل های محروم شده از فعالیت پیوست. هئیت نظارت پیش از این در روند فعالیت انجمن اسلامی تبریز مشکلات فراوانی ایجاد کرده و اجازه نداده بود انتخابات شورای مرکزی این تشکل برگزار شود. در پی کارشکنی های مکرر مدیریت انتصابی دانشگاه تبریز، هیئت نظارت بر تشکل ها، مجوز فعالیت این تشکل دانشجویی باسابقه را مجوز کرد.در پی این مسئله دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی نیز به دستور رئیس دانشگاه تبریز پلمب شد. در این همین راستا فعالین این انجمن با صدور بیانیه ای این اقدام بی شرمانه را به شدت محکوم نمودند.متن بیانیه به شرح زیر است: ملت شریف و نجیب ایران، دانشگاه های کشور روزهای سختی را می گذرانند، کمتر روزی است که کمیته های انضباطی بیکار نشسته باشند. سهم دانشجویان از حاکمان مهرورز، توبیخ، تعلیق، اخراج و زندان است و اشک چشمان پدران و مادران، هدیه دولت عدالت ورز است. خرده نجوایی از آزادی و حق طلبی سرکوب می گردد و تشکل های مستقل دانشجویی با شلاق های مهرورزانه نواخته می شوند تا مبادا در این روزگار به اندیشیدن خطر کنند. ادامه مطلب
|+|
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط دانشجو
|
انزجار بهروز جاوید طهرانی از اعدام یعقوب مهرنهاد
بنام سعادت ملت ایران و با درود به جانباختگان راه آزادی، خبر وحشتناک اعدام یک روزنامه نگار و وبلاک نویس و فعال مدنی تکانم داد. هیچ واژه ای پیدا نکردم تا خشم ، نفرت و تاسف خویش را از این حادثه اعلام کنم . یعقوب مهرنهاد در استان سیستان و بلوچستان به پای چوبه دار رفت تا قدرت طلبان عمامه به سر بی دغدغه تر حکومت کنند. بیش از هر چیز از دوستان و بخصوص پدرم عذر خواهی می کنم ، زیرا به آنها قول داده بودم سکوت کرده تا به حدود یک ده زندان خویش خاتمه بدهم. ولی چگونه سکوت باید کرد اگر سکوت کردم و آزاد شدم ، دادگاه درونم بخاطر فراری دادن قاتلین مرا محکوم به بارها اعدام خواهد کرد. خوب بخاطر دارم که در جایی از انجیل عهد عتیق به گروهی از مردم که بر آنها عذاب نازل شده بود گفته شد : شما قتل نکرده اید ، ولی قاتلین را فراری داده اید. از شدت تاسف و حیرت ، هنوز تصمیم نگرفته ام برای نشان دادن انزجار از این ددمنشی حکومت آخوندی دست به چه اقدامی باید زد.ولی با تمام زندانیان سیاسی که هنوز در زندان مبارزه می کند هم قدم خواهم شد . هر چه آنها بکنند من هم نیز خواهم کرد. پایدار وطن همیشه ، بهروز جاوید طهرانی آخرین زندانی بازمانده از کوی دانشگاه زندان رجائی شهر (گوهردشت کرج) 15 مرداد 1387
|+|
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:28  توسط دانشجو
|
ادامه فشارها بر دانشجویان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز
در حالیکه پیمان غلامی و علی عبداله زاده دو دانشجوی دانشگاه سهند تبریز همچنان در بازداشت به سر می برند، فشارها بر دانشجویان این دانشگاه ادامه دارد. در جدیدترین اقدام هئیت منصفه دانشگاه صنعتی سهند تبریز مفاد شکایات صورت گرفته از انجمن اسلامی این دانشگاه را به صورت زیر اعلام کرد:
۱- اجرای برنامه های بدون مجوز و تجمع، تحت عنوان” تریبون آزاد روز دانشجو” و برگزاری جلسات شورای واحد سیاسی تحت عنوان “بررسی گروه های سیاسی قبل از انقلاب”
۲- توهین به کارکنان دانشگاه و همچنین اشخاص حقیقی در بیانیه ها و نشریه و مجمع عمومی
۳- نشر اکاذیب
۴- اخلال در برنامه های آموزشی دانشگاه
با توجه به حمایت کامل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند از تحصن دانشجویان این دانشگاه در اردیبهشت ماه که با موفقیت به پایان رسید، سه بند اخیر از مفاد شکایات مربوط به تحصن می باشد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، هیئت منصفه در اواخر مرداد ماه تشکیل خواهد شد و رای خود در رابطه با انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز که تنها تشکل رسمی این دانشگاه می باشد، را صادر خواهد کرد.
قابل ذکر است که سه هفته پیش در پی تشکیل کمیته ناظر بر نشریات در دانشگاه صنعتی سهند، مدیر مسئول نشریه “نوای نو” ( ارگان خبری انجمن اسلامی دانشجویان) را به علت چاپ و انتشار اخبار و تصاویر مربوط به تحصن دانشجویان، ۶ماه از مدیر مسئولی محروم کرده است.
|+|
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:52  توسط دانشجو
|
احضار اشکان مدنی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود، به دادسرای انقلاب
سید اشکان مدنی عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود به دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان احضار شد
در احضاریه ای که به منزل پدری وی ارسال شده است، دلیل احضار اخذ بعضی توضیحات عنوان گردیده است.
پیش از این نیز در راستای برخوردهای اخیر با فعالان دانشجویی دانشگاه شاهرود، علی قلی زاده سخنگوی سابق این انجمن و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در مشهد دستگیر و ۱۵ روز را در بازداشت به سر برد.
|+|
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:51  توسط دانشجو
|
گزارشی از چگونگی درگذشت اکبر محمدی
تظاهرات دانشجویی تیرماه ۷۸ که در اعتراض به توقیف روزنامه سلام آغاز شده و با حمله نیروهای ناشناس به خوابگاه دانشجویان شدت یافته بود، پس از ۵ روز با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی و بازداشت شمار زیادی از دانشجویان و شرکت کنندگان در تظاهرات خاتمه یافت.
هفته های پس از این قیام، وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه هایی با معرفی چهره هایی به عنوان عوامل اصلی تدارک این اعتراضات، تعدادی از بازداشت شدگان را به مقابل دوربین های تلویزیونی آورد و آنان اعتراف کردند که کلیه این تحرکات با برنامه ی قبلی طرح ریزی شده بود.
به فاصله چند ماه پس از آن، دادگاهی فرمایشی به محاکمه عوامل حمله به کوی دانشگاه تهران پرداخت که طی آن فرمانده نیروی انتظامی تهران-تنها متهم پرونده- از کلیه اتهامات تبرئه شده و زمان دادگاه به یافتن عامل ربایش یک ریش تراش گذشت.
در این مدت شمار زیادی از دانشجویان بازداشت شده در تهران و شهرستان ها در بازداشتگاه توحید تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفتند و علاوه بر احکام سنگین حبس، ۶ تن از بازداشت شدگان از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند. این حکم سپس در پی اعتراضات گسترده بین المللی، با یک درجه عفو از سوی رهبری به حبس ابد تقلیل یافت و پس از آن به ۱۵ سال زندان تبدیل شد....
|+|
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 17:55  توسط دانشجو
|
انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود: دولت به دلیل شکست در وعده هایش، منتقدین را سرکوب می کند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود در بیانیه بازداشت دانشجویان را نشانه تلاش دولت برای محدود کردن چارچوب آزادی خواهی دانسته و خواستار آزادی تمامی دانشجویان بازداشت شده شد. متن این بیانیه شرح زیر است:
تو خود ایمان داری
به پایان سردی فصل
چند روزی مانده ست
و گواه
آن “بهاری”است
که در سرمایت زندانی ست
دولت نهم به استناد کارنامه ی آن چندان نتوانسته به شعارهای خود جامه ی عمل بپوشاند. مدیران آن که به ندرت در صدد بر آمده اند به جبران مافات بپردازند، در بیشتر مواقع کوشیده اند با واکنش های انتقادی منتقدین، برخورد نامتناسبی انجام دهند. چارچوب آزادی خواهی را محدود تر کرده و به تدریج فضا را برای فعالین جامعه ی مدنی تنگ تر از پیش می کنند تا به تبع آن، خود قدرت عمل بیشتری دست یابند. دولتمردان به دلیل آستانه ی تحمل پایین کوچکترین انتقاد را تاب نمی آورند و در عین حال بر این باور هستنند که منتقدین ایرانی در میان جهانیان از والاترین مختصات آزادی بیان برخوردار هستند.
در میان سانسور شدید رسانه ای، افرادی با اعمالی خودسرانه موازین جهانی حقوق بشر و حتی قانون اساسی را هم زیرپا می گذارند و به بازداشت دانشجویان،فعالان حقوق زنان،فعالان کارگری می پردازند.
پس از ماجرای دانشگاه زنجان که به نوعی محصول سیاست انتصاب مدیران در دانشگاه ها است، نه تنها در پی حل مشکل بر نیامدند که کوشش مسئولان بر آن شد تا ابعاد ماجرا وارونه جلوه داده شود و ناباورانه به بازداشت دانشجویان روی آوردند.
امسال نیز همانند سال های پیش ۱۸ تیر به روزی برای برخورد با فعالین دانشجویی بدل شد و اقتدارگرایان که از تکرار این واقعه بیم داشتند به بازداشت گسترده ی دانشجویان دست زدند.
پس از بازداشت های گسترده دانشجویی مشهد، اینک محمد هاشمی و بهاره هدایت از اعضای مرکزی تحکیم وحدت و تعدادی از فعالین دانشجویی به سبب پیگیری مشی انتقادی نسبت به وضع نابسامان کشور، همچنان بدون هیچ پاسخی به افکار عمومی در بازداشت بسر می برند که بیانگر آستانه ی تحمل بسیار پایین حاکمیت با منتقدان خویش است.
اکنون در اقدامی دیگر شاهد برخورد با دانشجویان دانشگاه سهند تبریز و بازداشت برخی از دانشجویان این دانشگاه، آقایان “سجاد رادمهر”، “آیدین خواجه ای” ، “فراز زهتابی” و “داریوش حاتمی” هستیم.
خاطرشنان می کنیم که اقداماتی از این دست نه تنها خللی در عزم و اراده ی دانشجویان و سایر فعالین حقوق بشر وارد نخواهد ساخت که آنها را در پافشاری برخواسته هایشان مصمم تر از گذشته خواهد کرد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود ضمن محکوم کردن برخوردهای اخیر با دانشجویان و بازداشت های خودسرانه، ادامه ی این رفتار غیرمسئولانه را متضاد با موازین حقوق بشری و آزادی خواهی می داند و خواستار آزادی هرچه سریعتر تمام دانشجویان دربند است.
|+|
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 13:58  توسط دانشجو
|
تظاهرات مردم مهابا د در اعتراض به حكم اعدام فرزاد كمانگر
صبح روز شنبه , بيش ا ز 600 نفر از اقشار مختلف مردم مهاباد( دانشجويان , فرهنگيان , بازاريان , و.....) در اعتراض به حكم اعدام فرزاد كمانگر درميدان مركزي شهر دست به تظاهرات زدند . كل منطقه در محاصره نيروهاي انتظامي , يگان ويژه وگارد ضد شورش است , مامورين دولتي ميخواهند هرطور شده تظاهرات آرام مردم رابه خشونت بكشانند و بگير وببندها راشروع كنند . مردم پلاكاردهايي در حمايت از فرزاد كمانگر دردست دارند .
|+|
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:41  توسط دانشجو
|
انتقام گیری دولت ادامه دارد؛ بازداشت غلامی و عبداله زاده دو دانشجوی دانشگاه سهند تبریز
عصر روز دوشنبه پیمان غلامی و علی عبداله زاده، از دانشجویان
دانشگاه صنعتی سهند تبریز، در منزل دانشجویی خود دستگیر شدند. این دو
دانشجو از دانشجویان فعال در تحصن و اعتصاب غذا در دانشگاه سهند در
اردیبهشت ماه بودند.
دولت که تعطیلات دانشگاه ها در
تابستان را به عنوان فرصتی مغتنم برای انتقام گیری از دانشجویان پیدا کرده
است، همچنان به بازداشت دانشجویانی که نسبت به فساد اخلاقی مدیران انتصابی
در دانشگاه ها معترض بودند، ادامه می دهد. پس از بازداشت محمد هاشمی و
بهاره هدایت، دو عضو شورای مرکزی تحکیم، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن
جنیدی سه دانشجوی دانشگاه زنجان، پیمان غلامی و علی عبداله زاده دو
دانشجوی دانشگاه سهند تبریز نیز بازداشت شدند.
غلامی و عبداله زاده جزو دانشجویانی بودند که در پی تعرض یکی
از مسئولین حراست دانشگاه سهند تبریز به یکی از دختران دانشجو، دست به
اعتراضات گسترده ای همراه با اعتصاب غذا در اردیبهشت ماه زدند. در پی آن
اعتراضات، مسئولین دانشگاه سهند ضمن پذیرش خواسته های دانشجویان، قول
پیگیری خادثه و برخورد با فرد متخلف را دادند. با این وجود مسئولین
دانشگاه از هفته گذشته فشار و برخورد با فعالین دانشجویی دانشگاه سهند
تبریز را آغاز کرده اند.
هفته گذشته نیز، هیات نظارت دانشگاه صنعتی سهند با طرح
شکایاتی از انجمن اسلامی دانشجویان، نماینده این تشکل را به جلسه هیات
منصفه فراخواند. همچنین برای مدیر مسئول نشریه “نوای نو” (ارگان خبری
انجمن اسلامی دانشجویان سهند) حکم ۶ ماه محرومیت صادر شد، اما با بازداشت
پیما ن غلامی و علی عبداله زاده، برخورد با دانشجویان این دانشگاه وارد
مرحله جدیدی شده است.
از وضعیت فعلی این دانشجویان
اطلاعی در دست نیست و فقط موارد اتهامی این دانشجویان اعلام شده است.
موارد اتهام مطرح شده برای پیمان غلامی عبارتند از: اقدام علیه امنیت ملی،
تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، اقدام به سیاسی کردن
فضای دانشگاه وگسترش نگره ضد دینی. و موارد اتهام مطرح شده برای علی
عبداله زاده عبارتند از: اقدام علیه امنیت ملی، توهین به نظام، اقدام علیه
نظام، گسترش نگره ضد نظام.
در زنجان نیز، همزمان با آزادی دکتر حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه، سه دانشجوی دانشگاه زنجان بازداشت شده اند.
افشای تلاش معاون دانشگاه برای هتک حرمت یک دختر دانشجو که
باعث بی آبرویی هر چه بیشتر مدیران انتصابی دولت شد، در ابتدا با خبر
پراکنی های گسترده خبرگزاری های حامی دولت و سپس با حمایت های وزیر علوم
از مدیر فاسد همراه شد. زاهدی در حالی وقایع دانشگاه زنجان را یک دسیسه
دانست که حتی رئیس دانشگاه زنجان نیز فساد معاونش را پذیرفته بود.
در زمان اعتصاب و اعتراض گسترده دانشجویان که نگرانی هایی
برای فرمانداری زنجان نیز به وجود آورده بود، رئیس دانشگاه زنجان، وزیر
علوم و یکی از نمایندگان مجلس با وعده برخورد با معاون متخلف از دانشجویان
خواستند تا به تحصن خود پایان دهند، اما وعده این مسئولین درست پس از یک
ماه به طور عکس اجرا شد: پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی سه دانشجوی
دانشگاه زنجان بازداشت و حسن مددی، معاون دانشگاه، آزاد شد.
در اواخر سال گذشته نیز که یکی از دانشجویان دختر دانشگاه
کرمانشاه توسط یکی از مسئولین حراست مورد تعرض قرار گرفته بود، دانشجویان
با اعتراضات گسترده ای خواستار پاسخگویی مسئولین به این اعمال شوم شدند،
اما نه تنها با مسئول متخلف برخورد نشد، بلکه مسئول روابط عمومی دفتر
تحکیم به دلیل اعتراضات دانشجویان محاکمه شد.
|+|
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 13:16  توسط دانشجو
|
علی صابری و رضا عرب، از دانشجویان بازداشت شده در مشهد، آزاد شدند
علی صابری، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و رضا عرب، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، روز گذشته از زندان شهر مشهد آزاد شدند.
علی صابری و رضا عرب همراه با چند دانشجوی دیگر در بعد از ظهر ۱۷ تیرماه در مشهد بازداشت شده بودند. علی صابری سال گذشته نیز در در جریان غائله نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و نزدیک به ۴۰ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد.
با آزادی صابری و عرب تعداد دانشجویان بازداشت شده طی هفته های اخیر به ۱۶ نفر رسید. تهران: محمد هاشمی، بهاره هدایت، مجید اسدی، سلمان سیما و مهدی خدایی. مشهد: محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، علی قلی زاده، اشکان آرشیان و مجتبی عمادپور. زنجان: پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی. تبریز: سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای، فراز زهتابی و داریوش حاتمی.
|+|
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:9  توسط دانشجو
|
محکومیت مجدد بهروز جاوید تهرانی به سه سال حبس تعزیری
زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی در خرداد ماه سال ۱۳۸۴ بازداشت و پس از رسیدگی به پرونده مفتوح سال ۸۳ خود مبنی بر عضویت در جبهه دموکراتیک ایران به چهار سال حبس تعزیری محکوم و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید. وی در آخرین پرونده مفتوح خود مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به سه سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردیده بود که این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر به سه سال تقلیل یافت، حکم مذکور صبح امروز در محل اجرای احکام زندان رجایی شهر کرج به وی ابلاغ گردید. بهروز جاوید تهرانی اتهام مذکور را فاقد اساس و غیرحقیقی میداند.
مجموعاً جاوید تهرانی در حال حاضر دارای هفت سال حبس تعزیری محکومیت میباشد که از خرداد ماه سال ۱۳۸۴ این محکومیت آغاز گردیده است.
فعالان حقوق بشر در ایران
|+|
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 23:3  توسط دانشجو
|
اطلاعیه شماره ۳ انجمن حامیان حق تحصیل
انجمن حامیان حق تحصیل در راستای فعالیت های خود برای پیگیری لغو احکام محرومیت از تحصیل دانشجویان، اطلاعیه شماره ۳ خود را منتشر کرد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
محدودیت برای حق تحصیل منجر به فاجعهای انسانی شد و حامیان حق تحصیل را بر آن داشت تا با تمام توان بهدنبال برخورد قانونی با مسببان این حادثه هولناک و موارد دیگر باشند.
سالار بهروزیان دانشجوی سال سوم علوم سیاسی دانشگاه شیراز که به جرم دگراندیشی تحت فشار بوده است و از جمله چندین ترم متوالی توسط برخی استاد نماها نمرات پایین دریافت کرده بود و در آستانه محرومیت تحصیلی قرار داشت با خودکشی به زندگی خود خاتمه داد. خودکشی دختر دانشجویی پس از چند بار احضار به کمیته انضباطی در دانشگاه آزاد لاهیجان و دانشجوی دیگری از دانشگاه سیستان و بلوچستان که از طرف حراست تحت فشار بوده است و نیز حادثه اخیر دانشگاه شیراز علاوه بر اینکه مورد پیگرد قضایی قرار گرفته است میبایست هشداری جدی برای رؤسای دانشگاهها و وزیر علوم تلقی شود.
همانگونه که در ملاقات ۱۷/۴/۸۷ مسؤولین انجمن حامیان حق تحصیل با نایبرییس محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی به تفصیل توضیح داده شد، نادیده گرفتن ابتداییترین حقوق اجتماعی دانشجویان میتواند به فجایع بیشتر انسانی و بحرانهای دانشجویی منجر شود و تا دیرتر نشده لازم است مسؤولان ذیربط چارهای اساسی برای آن بیندیشند.
بر اساس اطلاعاتی که به دفتر انجمن رسیده در موارد زیر حقوق اولیه دانشجویان نقض شده است:
احضار شدن ۳۷ دانشجوی دانشگاه تبریز توسط کمیته انضباطی بهدنبال انتقادات دانشجویان به محرومیتهای تحصیلی، اخراج متین مشکین دانشجوی دکترای برق دانشگاه امیرکبیر، اخراج سید حامد احمد دانشجوی زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران، تعلیق تحصیلی و توبیخ کتبی در دانشگاه تبریز برای سجاد رادمهر دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مکانیک و آیدین خواجهای و فراز زهتابی دانشجویان حقوق و سپس بازداشت هر سه در روزهای اخیر، محرومیت از تحصیل اشکان مدنی در دانشگاه شاهرود، چهار ترم محرومیت از تحصیل مهدیه گلرو در دانشگاه علامه، تعلیق تحصیل محمد صدیقی دانشجوی پزشکی کاشان، یک ترم محرومیت از تحصیل مرتضی اشرافی مدیر مسؤول نشریه دانشجویی “رها” در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، یک ترم محرومیت از تحصیل پیمان انجیدنی دانشجوی برق سهند تبریز و مرتضی مساکنی دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ممانعت از تحصیل سهیل آصفی در دانشگاه سوره، یا حتی محرومیت از تدریس جمشید قشنگ پس از ۱۰ سال سابقه کار در گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد و نیز تعداد دیگری از دانشجویان که برخلاف نصّ صریح قانون اساسی به حق تحصیل آنان تعرض شده است و در اطلاعیههای بعدی انجمن، اسامی مربوطه منتشر خواهد شد.
انجمن حامیان حق تحصیل از وزارت علوم و آموزش عالی، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، دیوان عدالت اداری و سایر مراجع ذیربط انتظار دارد عاجلاً به نقض قانون اساسی توسط برخی دانشگاهها و کمیتههای انضباطی پایان داده و مسؤولین مربوطه را به آرام کردن فضای دانشجویی ملزم نمایند.
۲۹ تیر ۱۳۸۷
انجمن حامیان حق تحصیل
haghetahsil@gmail.com
|+|
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:5  توسط دانشجو
|
به تو می آموزم كه گذشت آن زمانها كه كلام كنج زندان دهان من و تو می پوسید حرف را باید زد به زبان همه كس به تو می آموزم كه چطور عشق را در دل خود ضرب كنی و سپس بر همگان تقسیمش و چطور نا مساوی ها را به تساوی بكشی به تو می آموزم لحظه های گذران هستی چه بهایی دارند؛ هر زمان گلبرگی از گل عمر من و تو به زمین می افتد پس بیا بوی خوش خوبی را به همه هدیه كنیم